تشخیص چندمتغیره عناصر غذایی در بوم‌سامانه‌های آهکی: ادغام چارچوب‌های CND و DOP برای بهینه‌سازی عملکرد لوبیا (Phaseolus vulgaris) در شرایط نیمه‌خشک

پذیرفته شده برای پوستر
کد مقاله : 1722-ISSC19
نویسندگان
1دانشیار بخش تحقیقات خاک و آب، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز. ایران
2عضو هیئت علمی بخش تحقیقات خاک و آب مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس، سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی (AREEO)، شیراز، ایران
چکیده
خاک‌های آهکی در مناطق نیمه‌خشک با ایجاد تثبیت و پادگنی عناصر غذایی، بهره‌وری لوبیا (Phaseolus vulgaris) را محدود کرده و این وضعیت با خشکی تشدید می‌شود. این مطالعه با هدف تدوین هنجارهای تغذیه‌ای بومی و تشخیص برهم‌کنش‌های محدودکننده عملکرد لوبیا در بوم‌سامانه‌های آهکی استان فارس طی سال‌های 1401 تا 1403 در ۱۰۱ مزرعه لوبیای چیتی انجام شد. چارچوب‌های «تشخیص ترکیبی تغذیه‌ای» (CND) و «انحراف از درصد بهینه» (DOP) تلفیق گردید. نمونه‌برداری خاک و برگ برای تعیین ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی و وضعیت عناصر غذایی صورت گرفت و تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) به‌منظور شناسایی عوامل مؤثر بر عملکرد و عدم‌تعادل‌های استوکیومتری انجام شد. خاک‌های آهکی (pH=7.85، ۳۴٫۸٪ CaCO₃) سبب کمبود شدید فسفر (۹۱٪ مزارع)، روی (۶۰٪)، آهن (۵۱٪) و بور (۳۸٪) شدند که ناشی از رسوب‌گذاری کلسیم-فسفر و رقابت ردوکس Fe-Mn-Cu بود. مزارع با شاخص تعادل تغذیه‌ای (NBI) بالاتر از ۲۰۰، عملکردی ۳۴٪ کمتر (۲۲۸۰ در مقابل ۳۴۶۰ کیلوگرم در هکتار) داشتند. روش CND نسبت به DOP، ۲۳٪ واریانس بیشتری را توضیح داد.
کلیدواژه ها
موضوعات